نگارش در تاريخ پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 توسط دل آرام
انسان را خواندن، بدون با انسانها بودن، دردی دوا نمیکند...
آیا میشود و آیا ممکن الوجود است که به معنای حقیقی آزادی در عین محبت ورزیدن از بند دوستیها و محبتها هم آزاد بود؟ چرا که دوستها وا میگذارند و محبتها گسسته میشوند، سرابها نمایان میشوند و من حسرت زده برجای میمانم. همیشه گم کردهای هست، همیشه ...
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

