همانگونه که آبریزی در چاه به جای آب زایی از آن ، با کنش تولیدی چاه _ که همانا جوشش آب از درون است – مغایر است، دین دهی نیز در قالب روش تربیتی، یک فرآیند بیرونی است که مغایر با دین یابی به منزله یک فرآیند فطری و درون زاست.
از یک طرف، گفته می شود که دین امری فطری است که خداوند آن را در درون انسان به ودیعه نهاده است و کافی است شرایط محیطی و عوامل تربیتی برای فعلیت یافتن آن مهیا شود از طرف دیگر آنچه در قالب برنامه و آموزش و اقدام تربیتی بکار گرفته می شود خلاف اصل فطری بودن دین است. زیرا روشهای جاری در تربیت دینی در اغلب موارد غیر فطری و برخاسته از دیدگاههای عاریه ای و تصنعی نسبت به دین است. اگر مشاهده می شود که در چاه آب وجود ندارد نباید آن را از منابع بیرونی آب ریزی کنیم؛ بلکه باید منافذ و چشمه های جوشان _ اما پنهان _ آنرا خاک برداری کنیم، تا بجای " آب دهی"، "آب یابی" و بجای " آب ریزی"، "آب زایی" جریان یابد.
اگر از درون گیرنده ای نباشد و بصیرت ریشه در درون نداشته باشد همان تعبیر شمس تبریزی را بیاد می آورد که می گوید: "تو که چراغ نبینی به چراغ چه بینی؟"
آموزش دینی به یک معنا، خود مانع تربیت دینی است. آنجا که "العلم هو الحجاب الاکبر" می شود در همین نوع آموزشهاست. دین فرآیندی یافتنی از درون است و نه فرآورده ای ساختنی از بیرون، به این معنا می توان گفت؛ "دین یابی" چیزی جز پرده برداری از گوهر دین که در ذات آدمی به ودیعه نهاده شده است، نیست.
از این رو، هرگونه دین دهی و انتقال آموزه های حفظی و معلوماتی بدون توجه به ریشه های فطری خود مانع کشف دین و حجابی در باز تولید حس دینی در آدمی می شود.
شاید بتوان تمایز میان آموختن دین (دین دهی) با یافتن دین (دین یابی) را در این سروده جبران خلیل جبران نشان داد ، آنجا که می گوید:
آنگاه آموزگاری برخاست و از آموختن پرسید.
پیامبر گفت:
هیچکس نمی تواند شما را چیزی بیاموزد مگر آنچه را که نیم خواب در فجر آگاهی شما آرمیده است.
آموزگاری که در سایه معبد میان پیروانش قدم می زند از گنج دانش خویش به آنها چیزی نمی دهد، بلکه عشق و ایمانش را با آنها قسمت می کند.
اگر آموزگار براستی خردمند باشد، از شما نمی خواهد که به خانه معرفت او داخل شوید، بلکه شما را به آستان اندیشه خودتان بار می دهد.
اخترشناس را شاید که با شما از فهم خویش در اسرار فضا سخنی گوید اما، هیچ نشاید که فهم خویش را به شما ببخشد.
و خنیاگر تواند که موسیقی افلاک را بر شما زمزمه کند اما نتواند شما را گوشی بخشد که آن زمزمه را دریابید و نه به شما حنجره ای عطا کند که آن موسیقی را زمزمه کنید.
و آن کس که در علم اعداد استاد است ممکن است با شما از قلمرو کمیت ها سخن گوید اما، نمی تواند شما را بدان اقلیم رهنما شود.
زیرا آدمی نمی تواند بالهای خیال و چشم شهود خویش را به دیگری وام دهد. و چنانکه هر یک از شما در علم خداوند جایگاهی خاص دارید همچنین باید که معرفت شما از خداوند و درک شما از اسرار زمین خاص شما باشد.
از کتاب "یادداشت های ممنوعه ، برداشتهای وارونه" – دکتر عبدالعظیم کریمی
--------------------------------------------------
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ (توبه-۱۲۸)
قطعاً، براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد، به [هدايت] شما حريص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است.
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُم (آل عمران - ۱۵۹)
پس به [بركتِ] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پيرامون تو پراكنده مىشدند. پس، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه
یا رحمت للعالمین تنها حول وجودِ مبارک تو و دعوت توست که مسلمانان و شاید بهتر است بگویم تمام پیروان ادیان توحیدی می توانند طعم خوش وحدت را احساس کنند:
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُون (آل عمران - ۶۴)
بگو: «اى اهل كتاب، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم، و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد.» پس اگر [از اين پيشنهاد] اعراض كردند، بگوييد: «شاهد باشيد كه ما مسلمانيم [نه شما].»
دعا میکنم که نزول وحی بر پیامبر خاتم محمد مصطفی - که درود بی پایان خداوند بر او باد- برای هر که داعیه پیروی از قرآن او را دارد مایه سعادت باشد.
و دعا میکنم که از زمره قومی نباشیم که رسول الله از آنها شکایت به خدا می برد که: خدایا این قوم این قرآن را مهجور داشتند.
بعثت بر همه عاشقان مبارک

