نگارش در تاريخ دوشنبه بیستم آبان 1387 توسط دل آرام
دلم جا می مونه؛
توی هر تیکهء زمینِ خدا که نصیبی و بهره ای از زیبایی برده،
و تو بگو که کدام تکه از زمین خدا بی بهره از زیبایی است؟
کنار پیچ رودخونه که خروشان از پله ای سنگی می ریزه پایین،
زیر تک درختی تو دامنه کوهی دور از جاده،
رو گردنه ای یه رو به صحرا و یه رو به دره،
زیر آسمون پر از ستاره کویر،
روی رملهای مملو از شنهای ریز که آروم روی باد سوار میشن،
روی قله ای پر از سکوت و اشباع از غرور،
کنار چشمه ای که پشت هیاهیوی شلوغ این شهر، وسط یه دره قل قل بیرون می زنه،
دلم جا می مونه؛
تو خنده ی چشمای آشنا،
توی شادی دلای آدما،
تو غماشون توی شبهای تنهاییشون،
توی خنده های بی دریغشون،
توی دریغ خنده هاشون،
همه جا یه تیکه دل جا میذارم...

