تبليغاتX
خانه دلم
خانه دلم
به خط و خال گدایان مده خزینه دل / به دست شاهوشی ده که محترم دارد
نگارش در تاريخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 توسط دل آرام
 

آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه فال به نام من دیوانه زدند

خیلی حرفه ها! یه بزرگی ادعا میکنه که امانت بزرگی روی دوش انسان گذاشته که آسمان و زمین و کوه ها نتونستن بلندش کنن، اما ما مگه انسان نیستیم؟ چرا اینقدر کم فکر می کنیم به این که این امانت چیه؟ وقتی یه بزرگ یه حرفی میزنه نمیشه حرفشو نشنیده و کم وزن گرفت که، میشه؟ پس چرا هر روز من حس نمیکنم که امانتی دارم و باید مراقب باشم؟ چرا نمیگردم به دنبال اینکه ببینم این امانت چیه که باید مراقبش باشم؟ امانت رو باید سالم تحویل داد، مگه نباید؟ پس باید شناختش وگرنه مثل اون بچه ای که نمیدونست این که توی دستشه یه گوهره، مثل یه خرمهره از دست میره!

إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا

ما امانت [الهى و بار تكليف‏] را بر آسمانها و زمين و كوه‏ها عرضه كرديم، پس، از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند، و [لى‏] انسان آن را برداشت راستى او ستمگرى نادان بود

تفسیر این آیه در المیزانِ علامه طباطبایی جالبه، اگه دوست دارید اونجا رو یه نگاهی بندازید.

من میخوام بگم که خودم چی برداشت می کنم:

شاید این امانت خودِ منم! خدا من رو گذاشته توی دست خودم و بهم گفته بساز خودتو، گفته من تخم خوبیها و بدیها هر دو رو توی تو گذاشتم، خودت مراقبت کن و خودتو بزرگ کن! به کوه ها و آسمان و جنگلها و رودها و دریاها نگفته خودتونو بسازید، اونا رو ساخته شده تحویل داده به این دنیا. اینا همینطور که آمدن همینطور هم بر میگردن پیش خدا. اما من یه ماده خامم باید یه مسیری رو طی کنم و در طی این مسیر باید امانت رو خوب نگه دارم، و خوب نگه داشتنِ این امانت من رو به کمال میرسونه، به سعادت و خوشیها. با همه این حرفا که من رو به خودم سپرده اما من فکر میکنم که تنهامم نذاشته و هر وفت که من ازش بخوام ـ و شاید گاهی حتی اگر ازش نخوام ـ کنارمه؛

نیم ز کارِ تو غافل، همیشه در کارم

که لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارم

به جانِ پاکِ تو و آفتاب سلطنتم

که من تو را نگذارم، به مهر بردارم

 و شاید یه بخش دیگه ی امانت دیگرانی اند که با من مرتبط اند! اونها رو هم باید خوب نگه دارم!

شاید وقتی این امانت به بهترین نحوی ادا میشه که هممون با هم خوب تحویلش بدیم!

 

 

درباره وبلاگ

یکهو نوشته های من در مورد همه چیز، البته یکهو به آب و گل درآمده هستن تا یکهو جرقه زده شده!
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
قالب وبلاگ