این روزها با اینکه خسته ام از خوندن کتاب و حس کردن اینکه با اینکه کتابها تجربه ها و یا بازتابهایی از دنیای واقعی اند اما با اون فاصله دارن، و لمسِ واقعیتها با خوندن اونها تفاوت داره، اما باز مثلِ چی کتاب می خونم و حتی کارم به جایی کشیده که در اقصی نقاطِ اتاقم کتابها ریخته ان و هر بار که قصدِ جمع و جور کردن اتاقم رو میکنم وسوسهء خوندن یکی از این کتابهای نیمه تمام من رو در مرتب کردن اتاقم ناکام میذاره!
میخوام یه قسمت از کتابی رو که دارم میخونم براتون بگم، برای من که جالب بود؛
"در کره ی خاکی نمی توان جامعه ء آرمانی ایجاد کرد و اصلا نباید به دنبال آن بود؛ بلکه بیشتر باید به فکر چاره سازی برای مشکلات موجود باشیم. اگر خیلی بلند پروازی کنیم ممکن است به جای حل کردن مشکلات موجود به آنها اضافه کنیم. از هولدرلین ـشاعر قرن نوزدهم آلمان ـ نقل می کنند که گفته: "آنهایی دنیا را به جهنم تبدیل کرده اند که خواسته اند در آن بهشت بسازند." این بهشت همان جامعه ی آرمانی بی عیب و نقص است و آن چیزی نیست که ما دنبالش هستیم؛ چون انسان موجود ناقصی است، بنابراین جامعه ی آرمانی او نیز نمی تواند بی نقص باشد؛ می تواند در مقایسه با دیگر جوامع و یا گذشته اش بهتر باشد. می توان "بهتر بودن" را تعریف کرد و دید از چه راه هایی می توان به سمت آن پیش رفت. "
جامعه آرمانی (مدینه فاصله) - انسان ناقص (انسان کامل) - بلندپروازی (کمالگرایی ، آرمانگرایی) ...
* این کتاب اسمش هست "ایران آینده از نگاه سه اندیشمندِ ایران امروز" که این سه اندیشمند یک فیزیکدان یک اقتصاد دان و یک روانشناس و جامعه شناس هستند. کتاب به صورت گفت و گوهاییه که بین این سه نفر انجام شده و چون گفت و گوها توسط سه نفر بی غرض انجام شده، مطالب خوبی میشه ازش فهمید بدون اینکه دائم نگران این باشی که برای منافعشون باز دارن دروغ میگن یا توهم می زنن!!

